این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران است


مذهب شناسی



در قرآن رفتار منکرین و کفار و معاندین در مقابل حق، چنین بیان شده که آنها به پیامبران الهی پاسخهایی از این قبیل می دادند: تو هم انسانی مثل ما هستی.

این مطلب در آیات بسیار آمده و کار معاندین و منکرین آیات الهیه این بوده که برتری ها و ویژگی های پیامبر الهی را انکار کرده اند و همین رفتار را در قبال جانشینان معصومش نیز داشته اند.

(10:ابراهیم)‏  - (154و 186:شعرا)-(15 : یاسین)‏- (24و 33 و 47: مومنون)

و.

اما این آیات : .انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر.»

برترین شخص عالم هستی پیامبر عظیم الشاءن اسلام حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) ، بعد از تلاش بسیار در هدایت و رنج و اذیت از سوی امت، با افراد زیادی مواجه بودند که هدایت را نمی پذیرفتند و در مقابل حق، معاندت نموده یا نفاق داشتند.

بعنوان یک مثال در حدیث غدیر که اولاً ولایت تامه و مطلقه خداوند و خودشان (= پیامبر صلی الله علیه و آله) را تذکار و دعوت فرمود و بلافاصله ولایت تامه و مطلقه ی امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب (صلوات الله و سلامه علیه) را بیان فرمود، در همان حدیث به نقل خاصه، کثرت منافقین و منکرین در مقابل این مهمترین حکم خداوند، بیان شده و در نقل و تاریخ مسلّم نزد همه ی فرق، رفتار اکثر امت در شکستن پیمان غدیر بعد از دنیا رفتن پیامبر (صلی الله علیه و آله) گزارش شده است.

خداوند در این آیه شریفه (.لست علیهم بمصیطر.) در واقع فرموده تو فقط تذکر دهنده هستی، یعنی پیامبر هدایت و دعوت را باحسن  وجه انجام فرموده و حجّت را تمام نموده، امّا اینکه بسیاری از افراد حق پذیر نیستند و جحد و انکار دارند، عقوبتش به عهده ی خود آنهاست نه آنکه متوجه پیامبر -صلی الله علیه و آله- باشد. توده های بسیار مردمان معاند، مشکل و عقوبت بر خود آنهاست که با سوء اختیار، در مقابل دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) عناد و ایستادگی کرده اند، نه اینکه کسی اشکال معاندت آن مردمان را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگرداند. انّما انت مذکّر، لست علیهم بمصیطر»، یکی از دلالتهایش چنین است.

که خدای ناکرده افراد جاهل روزگار، از این آیه برداشتی نکنند در انکار عظمت و مقامهای خارق العاده ی پیامبر و جانشینان معصومش (صلی الله علیه و علیهم) که گذشته از مخالفت با براهین فطری و عقلی با آیات بسیار دیگر از قرآن و روایات فوق تواتر در مقامهای فوق تصور چهارده معصوم (علیهم الصلاه و السلام)، و با مذکَّرٌ الیه» در همان آیه نیز در تعارض قرار گیرد.

جهّالی که اینطرف و آنطرف - به کشورهای مختلف- نامه میفرستند، و با یک آیه بازی می کنند و خودشان را نؤمن ببعض و نکفر ببعض» می شمارند و در حقیقت کلّاً و تماماً کفران ورزیده» هستند، شبهات وهّابیّت را که علمای مذهب قرنها قبل در کتب متعدّد جواب داده اند را تکرار نکنند.

اللهم عجل لولیک الفرج و العن اعدائه اجمعین.

خادم الرقیه - علیها السلام - .

(حاشیه: این مطلب در رد شبهۀ فردی است که مدعی شده از طرف مردم ایران به رئیس جمهور امریکا نامه نوشته، نگارنده وارد بررسی مطالب نامه نشده و کاری با این قبیل افراد و برنامه هایشان ندارم و فقط این قسمت که برایم نقل شده به مباحث دینی مرتبط است را جواب داده ام.

همچنین دربارۀ مسائل ی بین ایران و آمریکا و برجام و. نیز چیزی نگفته ام.)


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

مناسبت قبلی : 18 ذی الحجه غدیر

 سالمرگ سومین ظالم

 

السلام علی مولانا الامام ابی الحسن موسی بن جعفر الکاظم

 

 

سالروز مباهلۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با نصارای نجران

فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ

وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ» (61آل عمران)

.بعد از آنکه نصرانیان نجران سخن حقّ را نپذیرفتند پیامبر اسلام آنها را به مباهله دعوت فرمود و قرار بود هر دو طرف حاضر شوند و خدا را بخوانند تا خداوند طرفی که باطل است را لعنت و دچار عذاب فرماید و آشکار شود که طرف مقابل حق است.

در یک طرف پیامبر اسلام حضرت محمّد مصطفی (صلّی الله علیه و آله)، حضرت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب (سلام الله علیه) بعنوان انفسنا» در آیۀ مباهله (61 آل عمران) - ،

حضرت صدّیقۀ کبری فاطمۀ زهرا (سلام الله علیها) بعنوان نسائنا» در آیه- ،

حضرت امام حسن مجتبی و حضرت امام حسین سیّدالشهداء (صلوات الله علیهما) بعنوان ابنائنا» در آیه-

برای مباهله آمدند.

در طرف دیگر قرار بود جمعی مشابه از بزرگان و رئوس نصرانیان حاضر شوند.

وقتی پنج تن (صلوات الله علیهم) در راه می آمدند، بزرگِ نصرانیان به اطرافیانش گفت چهره هایی می بینم که اگر دست به دعا بردارند کوهها از جا کنده می شوند.!

پنج نفر آمده بودند در عین جلالت و درخشش نور و عظمت، در عین حال بسیار ساده؛ پیامبر و خانواده اش بدونِ محافظ و بدونِ لشگر و . .  لذا نصرانیان ترسیدند و همانجا عقب نشینی کرده و حاضر به پرداخت جزیه شدند.

***

منابع عامّه و خاصّه نقل کرده اند جمعی که برای مباهله در طرف پیامبر (صلّی الله علیه و آله) آمده بودند، پنج تن آل عبا (علیهم السلام) بودند، لذا تردیدی نیست به ازای کلمۀ انفسنا» در آیۀ مباهله در طرفِ پیامبر، امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب (صلوات الله علیهما و آلهما) بوده است.

بر همه روشن شد مراد از نَفس مقدّس پیامبر»، شخصِ دیگری غیر از علیّ بن ابی طالب» نبوده است.

این حقیقت بسیار عظیم است و یکی از نتایج آن چنین است که هر کس با امیرالمؤمنین دشمنی نماید، در حقیقت با خودِ پیامبر دشمنی کرده است. این مطلب بطور جداگانه در روایات بسیار در منابع فِرَق مختلف آمده که در این قسمت از آیۀ مباهله نیز همان نتیجه بدست می آید. هر کس با امیرالمؤمنین دشمنی کرده حتّی اگر در میان ن پیامبر باشد- ، درواقع با خودِ پیامبر (صلّی الله علیه و آله) دشمنی نموده، و دشمنِ پیامبر، دشمنِ خداست. که دربارۀ این مطلب و مصادیقِ آن نیز روایات بسیار از منابع فریقین موجود است.

این آیه مباهله (61 آل عمران) - نیز یکی دیگر از فضیلتهای درخشنده و اختصاصی اهل البیت (علیهم الصلاه و السلام) است که علمای مذهب از گذشته ها علیه مخالفین شیعه بدان استناد می جسته اند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

 

سالروز نزول سورۀ هل اتی از فضائل اختصاصی عترت پیامبر (صلی الله علیه و علیهم)

 آیه تطهیر و عصمت چهارده معصوم (علیهم السلام)

آیه بخشش امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در رکوع

 

تذکر : فاصله جحفه تا مکه و موقعیت غدیر

که در گذشته در پاسخ به شبهات تسنن و وهابیت جواب داده شد،

طبق منابع خود آنها بود،

و اختلاف دو عدد، اثری در برهان و استدلال شیعه ندارد

 

 

 

 


السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

السلام علی مولانا الامام ابی الحسن علی بن الحسین زین العابدین

السلام علی مولانا الامام ابی جعفر محمد بن علی الباقر

 

السلام علیکم یا اهل بیت ابی عبد الله

 لعن الله ظالمیکم 

 

 

 

یا سیدتنا یا رقیه

 

اللهم عجل لولیک الفرج


 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین

آجرک الله یا مولا بقیۀ الله

السلام علیک یا اباعبد الله

فقهاو علمایی که معمولاً از آنها نام می بریم، با انواع عزاداری های رایج و جایز برای مناسبتهای مصائب  پیامبر و عترت طاهرینش (صلی الله علیه و علیهم) موافقت دارند.

فقها و علمایی چون آیات اعلام سیدابوالحسن اصفهانی، سید حسین بروجردی، مرعشی نجفی، سید ابوالقاسم خوئی، میرزا جواد تبریزی، میرزا حسین وحید خراسانی، سید علی سیستانی، سید صادق ، سید صادق شیرازی، شیخ محمد سند و. در این باره مطالب و فتاوا یا بیانیه هایی دارند.

(اینجا جهت موافقت در عزاداری ها مورد نظر است و دربارۀ اعلمیّت و مرجعیت چیزی نگفته ایم، و سابقاً معمولاً فتاوای حضرات آقایان وحید خراسانی و سیستانی که در دسترس بوده را نقل می کردیم.)

اکنون چند نمونه از مرحوم حاج میرزا جواد تبریزی ره- نقل می شود؛

- نظر حضرتعالى راجع به پوشیدن لباس سیاه در ایام سوگوارى سالروز شهادت هر یک از معصومین علیهم السلام چیست؟ همچنین لباس مشکى در سراسر ماههاى محرّم و صفر چطور؟

[جواب] باسمه تعالى؛ به عنوان اظهار حزن و اندوه بر مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلام و سایر معصومین علیهم السلام مستحب است، و الله العالم.

(1996)

آیا براى عزادارى حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام جایز است با بدن بدون پیراهن و به صورت شدید سینه‌زنى شود و بدن قرمز شود؟

[جواب] باسمه تعالى؛ مانعى ندارد، و الله العالم.

[[ایشان در جای دیگری (شماره 2004) چنین دارد که عزاداری بدون پیراهن احتیاطاً در معرض دید ن نامحرم نباشد]]

(1994)-آیا شدن و سینه زدن، به گونه‌اى که سینۀ عزادار قرمز شود، یا گاهى نیز خونریزى کند، جایز است؟

[جواب] باسمه تعالى؛ مانعى ندارد، و الله العالم.

 (1995)- سینه و زنجیر زدن در مراسم عزادارى ائمه در صورتى که بدن سرخ شده و یا زخم شود جایز است؟

[جواب] باسمه تعالى؛ مانعى ندارد، و الله العالم.

1942‌- آیا چیزى که خلاف قانون است، حرام است .؟

[جواب] بسمه تعالى- باید کارى نکرد که نظم مملکت به هم بخورد.

[[ نگارنده: قانون وماً قانون شرع نیست، امّا بر هم ریختن نظم عمومی جایز نیست

و بعضی فقها رعایت قانون را لازم شمرده اند بجز در موارد خلاف شرع]]

 

(1998)- گذاشتن وسایل هیئات عزادارى امام حسین علیه السلام در مساجد چگونه است؟

[جواب] باسمه تعالى؛ گذاشتن وسایل هیئات و دسته‌هاى عزادارى امام حسین علیه السلام در مسجد مانعى ندارد، لکن باید در جایى از مسجد بگذارند که مانع از نمازِ نمازگزاران نباشد، و لو به اینکه با تخته و مثل آن جاى خاصى براى آن در مسجد درست کنند، که مانع نمازگزاران نشود، و الله العالم.

[[نگارنده: کسانیکه در مسجد عزاداری دارند اگر خون جاری می شود، نجس کردن حرمهای معصومین علیهم السلام و مسجد جایز نیست و در صورت نجس شدن باید برای تطهیر اقدام شود.، اما نجس شدن زمین در حسینیه ها و. اشکالی ندارد و لازم نیست برای تطهیراقدام کنند یا به کسی اطلاع دهند گرچه خوبست غیر از موردی که سبب تنجیس غذا یا آب وضو و . شود یا تصرّفی باشد که باید تطهیر یا اطلاع رسانی شود.]]

 

 (2010)- آیا عزادارى حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام واجب است؟ و اگر کسى در اینگونه مجالس شرکت نکند، معصیت کرده‌؟

[جواب] باسمه تعالى؛ عزادارى براى امام حسین علیه السلام تعظیم شعائر دین است، و شرکت نکردن در مجالس عزادارى چنانچه از روى بى‌اعتنایى و به عنوان اعراض از مذهب اهل البیت علیهم السلام باشد، جایز نیست، و الله العالم.

[[نگارنده: از جهت ارتباط مستقیم ترِ این امر با اصول دین، ضرورت و جهتی غیرفتوایی نیز بر هر مؤمنی دارد که با حدودی که فقیه بیان کرده انجام می شود]] 

منبع: تبریزى، جواد بن على، استفتاءات جدید ، قم ، ج1 ، ص 452 و 454 و 456 و ج2 ، ص 477 .

***

اما سایرین مانند جریانهای ی، در این امر (یعنی انواع و حدود عزاداری و.) اختلاف مسیرهایی با ما دارند.

همچنین طلبه های فرقۀ فلسفه و عرفان نیز در این مقوله با شیعیان تفاوت مسیر دارند.

یادآوری سخنان بعضی فقها و بزرگان:

آیت ا. وحید خراسانی -دام ظله- :

مبادا هیئات مذهبی بازیچۀ ت شود.

این لاطائلاتی که یک عدّه عوام و لو زیر عمامه- القا می کنند در نفوس عامّه،

که این حدّ از عزا می کند، اینقدر شعور ندارند، اینقدر سواد ندارند،

روایت صحیح السند است و ارحم الصرخۀ التی کانت لنا .»

***

مرحوم اقای لطیفی نسب : .گریه هم که می کنیم، سینه هم که می زنیم، زنجیر هم که می زنیم.،

برای دعا برای فرج مولا صاحب امان است.

***

خوش به حال آن مدّاح مؤمن که بعد از روضه و ی، بجای دعا برای مولا حضرت امام زمان (سلام الله علیه)، برای فلانی و فلانی دعا نکند که زحماتش هدر برود. سایر دعاهای جائز مثل عاقبت به خیری و. هم اگر بود بعد از دعا برای فرج.

آن لیست اسامی کذایی که در جواب بیش باد» گفته می شود نیز ان شاء الله در محافلِی که فضا متناسب هست انجام می شود، نه جایی که نباید اعلان کرد.]]

بامید توفیق همۀ مؤمنین و مؤمنات

 

 

 

از نوشته های گذشته :

ریشه یابی مصائب عاشورا و کربلا قسمت یکم :

اینجا

قسمت دوم:

اینجا

 


تذکری درباره ایه اکمال

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» (3 مائده)

خداوند در این آیۀ منزله بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده:

امروز غدیر- دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم

و راضی شدم که اسلام برای شما دین باشد.

از آیات منزله در غدیر آیه اکمال دین و اتمام نعمت از سوی خداست که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خطبۀ غدیر تلاوت فرمود.

منابع تسنّن روایات نزول این آیه در ماجرای غدیر و فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حضرت علی (علیه السلام) را نقل کرده اند، گرچه بدان معتقد نبوده و نیستند (که نمونه هایی در مقالات پاسخ به آنها ارائه شد)

روایات منابع خاصّه در شأن نزول این آیه در غدیر و ولایت و امامت و خلافت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب و یازده فرزند معصومش (سلام الله علیهم اجمعین) روشن و مورد اجماع است و شیعه در این باره اختلافی ندارد.

بعضی استفاده ها از این آیه مهم در خطبۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در بیان امامت و ولایت و خلافت بلافصل امیرالمؤمنین علی و یازده فرزند معصومش (سلام الله علیهم اجمعین) :

اکمال دین خدا، از طرف خداست که با صیغۀ متکلّم در آیۀ شریفه آمده. همچنین است اتمام نعمت خدا.

انسانها محتاج محض بسوی خداوند هستند. مردمانی که اوصاف عموم آنها قبل از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مسلّمات تاریخ است که در جاهلیّت چه وضعی داشتند از وحشی گری هایی که آنرا سبب افتخار می شمردند تا . آنها که اگر قبل از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند در گمراهی آشکار بودند .ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین» (2جمعه)، با درخشش نور اسلام بسبب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آشنایی با توحید و دین حق، راه سعادت و نجات از بدبختی و هلاکت، در پیش رویشان گشوده شد.

همۀ آنها نعمت بزرگ پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله)، و هدایتگری او را مدیون خالق یکتا هستند؛ وجود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در میان انسانها، نعمت بزرگ خالق بی همتا بر بشریّت است، گرچه در عمل؛ قلیل من عبادی الشکور» (6 سبا)

از اصل نجات و رهایی از ظلمات و بدبختی شرک بسوی نور توحید و معرفت گرفته تا اعمال و احکام فردی و اجتماعی که انسانها و جامعه ای مستغرق در وحشی گری جاهلیّت که گفتن بعضی آداب و رسوم شان شرم آور است، آنها را رهنمون شد به سیرۀ پسندیده و عقلانیت و رفتار نیک. این نعمت بزرگ خالق بی همتا بر بشریّت بوده که انسانها بدون آن، هیچ راهی بدان نداشته و اوصاف و وضع شان قبل از آن، از مسلّمات تاریخ است که در قرآن هم آمده.

جامعۀ گمراه بشری و انسان بیچاره به سوی خداوند، همچنانکه در اصل این نعمت محتاج بسوی خالق بی همتا بوده است، در کمال دین و تمام شدن نعمت نیز محتاجِ محض بسوی خداست. خداوند در غدیر با اعلان رسمی پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره ولایت و خلافت و امامت امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب و فرزندان معصومش سلام الله علیهم اجمعین- ، دین را کامل و نعمتش را تمام فرمود.

چنانکه اکمال دین از سوی خداوند و اتمام نعمت از سوی او به این امر بوده است، روشن می شود که دینِ بدون آن، ناقص است، نعمت بدون آن ناتمام، و خداوند از دین بدون این امر مهم، ناراضی است.

خلاف عقل است که دین از سوی خدا و نعمت از سوی او باشد، اما او محتاج و سردرگم آنرا رها کرده باشد تا مردم بخواهند اقدام کنند در این مهمترین رکن دین!!  چه رسد به انسانهایی که تا دیروز مستغرق در وحشی گری بودند و وضع فاجعه بار آنها در معرفت و رفتار در دورانهای مختلف از قطعیّات تاریخ اسلام است و اوصاف برگزیدگان سقیفه در نقل مسلّم نزد همه که چه وضع فاجعه باری در شناخت دین داشتند و چه رفتار جنایت باری در سیرۀ عملی.

اگر دین در احکام نماز محتاج بود تا مردم با رأی شوری یا. شکل نماز را تعیین کنند، هیچ عاقلی چنین دینی را نجاتبخش نمی دانست و همسان بود با بازگشت به روزگار سجده بر بتِ خودساخته»، امّا امرِ ولایت که عقلاً و بفرمودۀ قرآن و پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) اولی و اهمّ از سایر احکام است، ناقص رها کردنش بسوی مردم، افترائی فاجعه بار است که ساحت ربوبی منزّه از آن می باشد و خداوند از مخلوقات بی نیاز است.

دین بدون معرّفی جانشین پیامبر و امام الهی، دین ناقص است. ساحت آئین الهی اسلام و شریعت خاتم منزّه از چنین نقص و عیبی است.

 و مردمانی که بعد از بیان و اتمام حجّت در غدیر و دیگر مواقف، این امر اصلی را از سوی غیرخدا جویا باشند، آنرا از راهی از غیر جانب خدا و غیر نصّ پیامبر (صلی الله علیه و آله) بخواهند، نه تنها دینشان ناقص و خدا از آن ناراضی است بلکه انکار و جحد در قبال تمام نعمت الهی در غدیر است. منکرِ این امر، منکرِ تمام نعمت است و این بازگشتی است به جاهلیّت و کفر قبل از بعثت پیامبر. وَ ما مُحَمَّدٌ إِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرینَ » (144 آل عمران)

در عمل، رفتار اکثر امّت بعد از دنیا رفتن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، کفران نعمت الهیه از طرف مردم را واضح نمود. این نعمت عظمای خالق هستی بر بشر بود که از سوی اکثر جامعۀ منسوب به اسلام از آن روز به بعد مورد کفران واقع شد و عدّه ای که کمتر بودند- شکرگزار گشتند. این فرقۀ ناجیه، با رشد و پیشرفت در آشنایی با تعالیم دین، احتیاجِ خود به آستان هادیان معصوم الهی را بیشتر متذکّر میشدند و عدّه ای که موفّق به گذر از امتحانهای الهی بودند، با هدایت و دستگیریِ جانشیان معصوم پیامبر (صلی الله علیه و آله) به سعادتی که در غدیر نشان داده شده بود رهنمون گشتند.

تاریخ ادوار مختلف اسلام نشان داده امّت در یادگیری احکام دین، محتاج به آستان عترت هدایتگر (علیهم الصلاه و السلام) بوده اند، امّا حتّی در فرضی که می توانستند احکام دین را از طریقی بدست آورند، به دلالت آیۀ اکمال و نصوص، خداوند از دین بدون ولایت ندا داده شده در غدیر، ناراضی است و انکار آن، انکارِ تمامِ نعمت است.

آخرین شریعت الهیّه با شرطی تا قیامت کامل و باقی گشت که دوازده جانشین و امام از عترت معصوم پیامبر (صلی الله علیه و آله) معرّفی و مسیر هدایت و نجات برای ابد از مسیر هلاکت و شقاوت جدا شد و لازم نمود برائت از دشمنان ایشان و از هر مسیری که در معارضه و مخالفت با آن برپا شود ؛ .الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم.» .

این دین با ولای چهارده معصوم و دوازده امام برای ابد کامل شد و از مسیرهای کفر و نفاق و شرک دخالت شوری و مخلوقات در نصب امام و خلیفه جدا گردید و از این عیب ها منزّه و بی نیاز است .الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم.» .

دین کامل با هادیان معصوم الهی، از رخنه گری های فرقه های گمراه کننده و خرافی مانند فلسفه و عرفان و تصوّف، منزّه و بی نیاز است. .الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم.».

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین


 

پرسش: صرفاً با نظر به سطح این دو وسیلۀ نقلیّه (بدون نظر به سایر امور) ؛

آیا صاحب کدامیک از این دو وسیله، مؤمن است و کدامیک کافر؟

جواب از میان پنج گزینه ی زیر:

گزینه 1) هر دو مؤمن هستند.

گزینه 2) هر دو کافر هستند.

گزینه 3) موتوری فقیر، مؤمن است و آن یکی پولدار، کافر است.

گزینه 4) صاحب خودرو هوندا مؤمن، و آن موتوری بدبخت کافر است.

گزینه 5) ما به این ظواهر نمی توانیم قضاوت کنیم

و خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می دانند که هر کدام از این دو، از نظر ایمان در چه وضعی هستند و این دنیا ملاک نیست.

پاسخ صحیح: گزینۀ آخر.

تذکّر1: البتّه در بعضی موارد، از همان ظاهر نیز نشانه هایی آشکار است که فردِ آشنا با دین می تواند بعضی قضاوتها را داشته باشد.

تذکّر 2: تعداد مؤمنین روی زمین در این عصر زیاد نیست.


 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایۀ امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب و الائمه المعصومین (علیهم السلام)

عید قربان بر شیعیان مبارک باد

از آنجا که چند روزی تا عید سعید غدیر باقیست قسمتهایی از متن خطبۀ غدیر را به شرحی مجمل ذکر می کنیم. سابقاً به شبهات وهابیّت و تسنن، با استناد به منابع آنها درباره مباحث غدیر پاسخ داده شد و روشن شد که حجّت در این خطبۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بر هر عاقلی تمام است. اکنون با اشاره ای کوتاه به بعضی استدلالات ذیل خطبۀ غدیر به ذکر خطبه از منابع تشیع هر بار بیانی کوتاه درباره فقره ای از این بیان مهم و اصیل پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) دربارۀ ارکان اصلی دین اسلام بخصوص امامت و خلافت بلافصل و ولایت الهیّۀ امیرالمؤمنین علی ّبن ابی طالب و دوازده امام معصوم تا حضرت بقیۀ الله الحجۀ بن الحسن العسکری (صلوات الله علیهم اجمعین) و برائت از غاصبین حق ایشان ذکر می شود.

از ویژگی های این فرمایش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آنکه منابع فرق مختلف اسلامی آنرا نقل کرده اند گرچه فقط شیعه به آن معتقد و پایبند است. منابع تسنن به اعتراف خودشان (مستدرک حاکم، ج3، ص 118) فقط چند جمله از این خطبۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را نقل کرده اند لذا نقلِ منابع اصلی آنها از این روایت، ناقص می باشد که البته با همین چند فقره ی مهم، حجّت تمام می شود (چنانکه در پاسخ به شبهات آنها جواب ارائه شد و باز هم اشاره ای خواهد شد). اما نقل شیعه از این خطبۀ عظیم و نورانی کامل تر است و درسها و تذکراتی روشنگر در اصول دین و جدایی راه سعادت از شقاوت دارد. (که روایت الاحتجاج و نقل بحارالانوار از احتجاج را ذکر کردیم)

از ویژگی های این خطبه کثرت طرق نقل و تواتر آنست که اشاره کردیم به منابع فرق مختلف که اذعان دارند به تواتر این روایت، ولو در حد همان چند فقره ای که نقل کرده اند. لذا خطبۀ غدیر خطبه ایست که عاقلی نیست که در سند آن اشکال کرده باشد و اگر بحثی طرح شده در دلالت آن بوده نه سند، که البته جوابِ روشن در دلالت آن نیز بارها روشن و حجت تمام شده است.

تعداد حاضرین در غدیر که پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله) این خطبۀ نورانی را در جمع آنها بیان فرمود، اعدادی چون صدو بیست هزار یا صد هزار نقل شده و در بعضی روایات عدّه ای که از ابتدا همراه بودند هفتاد هزار بوده اند.

به هر تقدیر حتّی اگر کمترین عدد را هم بگیریم، حتّی با ادعای بعضی از مخالفین در کمترین عدد حضّار نیز خطبه ای فوق العاده بوده، چراکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هیچ امر از دین، چه تلاوت آیات نازله از قرآن برای مسلمین، چه بیان احکام یا . چنین اجتماع بسیار بزرگی را در هیچ مورد دیگری امر به توقف برای بیان نفرموده اند لذا شبهه ای نیست حتی در فرض گرفتن کمترین عدد از نقل حاضرین در زمان بیان این خطبه، آنقدر زیاد است که ممکن نیست این اتمام حجت پیامبر، فقط در میان آنها بماند، لذاست که در طول تاریخ اسلام علمای فرق مختلف در صدورِ آن تردید یا اشکال نکرده اند.

درخشش شخصیّت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) در میان امّت چنان با عظمت بود که گاه یک فعل یا رفتار یا سخن کوچک از آن حضرت که در میان عدّه ای آشکار شده، به سرعت خبرش در میان مسلمین منتشر و شهرت می گرفت، تا چه برسد به اجتماعی بزرگ و خطبه ای عظیم و گرفتن بیعت و .

دیگر آنکه پیامبر الهی در فقره ای از این دعا که به نقل مسلّم نزد همۀ فرق، تواتر دارد، جملۀ ایها الناس» یا معاشر الناس» را فرموده است و پیامبر معصوم الهی با علم بیکران الهی، ممکن نیست همۀ مردم» را خطاب قرار دهد، حال آنکه قرار باشد این بیان فقط در میان عده ای بماند.

دیگر آنکه در نقل منابع خاصه، یکی از دستورهای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن این خطبه آنست که هر کس باید این خطبه را به دیگری برساند و هر پدری به فرزندش .

از دیگر شواهد این اجتماع عظیم، مأمورینی بودند که در میان جمعیت مأمور بودند تا کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تکرار کنند تا پیام آن حضرت به سایر حضّار برسد که نشان می دهد دایره ی آن جمعیت چقدر زیاد بوده . همچنین نقل فرق مختلف درباره امر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اینکه جماعت همراه قدری توقف کنند تا کسانیکه عقب تر هستند برسند و فرمان به کسانیکه جلوتر رفته اند به بازگشت که این نیز از شواهد کثرت آن جمعیت می باشد.

لذا در رسیدن این خبر و آشکار شدن این حقیقت برای انسانهای عاقل از صدر اسلام تا کنون هیچ شبهه ای مطرح نیست، و البته از همان روز صدور این بیان از سوی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در میان حضّار، افراد بسیاری بوده اند که در صدد طاعت این فرمایش نبوده اند و حتی منافقانه بیعت کرده اند تا برسد به روزگار از دنیا رفتن پیامبر و فاجعه ی بزرگ امت در مسئله ی خلافت تا برسد به روزگاران بعد و ظلمهای بسیار.  

به هر تقدیر با اینکه تسلیم و طاعت در باره این بیان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در میان مسلمین، از همان روز صدور تا امروز، کم بوده و فقط یک فرقه به آن پایبند مانده است، اما از جهت نقل، همه فرق آنرا نقل کرده اند، و هر مسلمانی باید در قبال آن، راه طاعت و تسلیم را در پیش گیرد، قبل از آنکه فکر کند آیا به سایرین رسیده یا نه.

تمام اینها گذشته از نورانیّت متن این خطبه و نشانه ها و برهانهای الهی در این خطبه است .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین.

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایۀ امیرالمؤمنین علیّ بن ابی طالب و الائمه المعصومین (علیهم السلام)

عید قربان بر شیعیان مبارک باد

از آنجا که چند روزی تا عید سعید غدیر باقیست قسمتهایی از متن خطبۀ غدیر را به شرحی مجمل ذکر می کنیم. سابقاً به شبهات وهابیّت و تسنن، با استناد به منابع آنها درباره مباحث غدیر پاسخ داده شد و روشن شد که حجّت در این خطبۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بر هر عاقلی تمام است. اکنون با اشاره ای کوتاه به بعضی استدلالات ذیل خطبۀ غدیر به ذکر خطبه از منابع تشیع هر بار بیانی کوتاه درباره فقره ای از این بیان مهم و اصیل پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) دربارۀ ارکان اصلی دین اسلام بخصوص امامت و خلافت بلافصل و ولایت الهیّۀ امیرالمؤمنین علی ّبن ابی طالب و دوازده امام معصوم تا حضرت بقیۀ الله الحجۀ بن الحسن العسکری (صلوات الله علیهم اجمعین) و برائت از غاصبین حق ایشان ذکر می شود.

از ویژگی های این فرمایش پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آنکه منابع فرق مختلف اسلامی آنرا نقل کرده اند گرچه فقط شیعه به آن معتقد و پایبند است. منابع تسنن به اعتراف خودشان (مستدرک حاکم، ج3، ص 118) فقط چند جمله از این خطبۀ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را نقل کرده اند لذا نقلِ منابع اصلی آنها از این روایت، ناقص می باشد که البته با همین چند فقره ی مهم، حجّت تمام می شود (چنانکه در پاسخ به شبهات آنها جواب ارائه شد و باز هم اشاره ای خواهد شد). اما نقل شیعه از این خطبۀ عظیم و نورانی کامل تر است و درسها و تذکراتی روشنگر در اصول دین و جدایی راه سعادت از شقاوت دارد. (که روایت الاحتجاج و نقل بحارالانوار از احتجاج را ذکر کردیم)

از ویژگی های این خطبه کثرت طرق نقل و تواتر آنست که اشاره کردیم به منابع فرق مختلف که اذعان دارند به تواتر این روایت، ولو در حد همان چند فقره ای که نقل کرده اند. لذا خطبۀ غدیر خطبه ایست که عاقلی نیست که در سند آن اشکال کرده باشد و اگر بحثی طرح شده در دلالت آن بوده نه سند، که البته جوابِ روشن در دلالت آن نیز بارها روشن و حجت تمام شده است.

تعداد حاضرین در غدیر که پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله) این خطبۀ نورانی را در جمع آنها بیان فرمود، اعدادی چون صدو بیست هزار یا صد هزار نقل شده و در بعضی روایات عدّه ای که از ابتدا همراه بودند هفتاد هزار بوده اند.

به هر تقدیر حتّی اگر کمترین عدد را هم بگیریم، حتّی با ادعای بعضی از مخالفین در کمترین عدد حضّار نیز خطبه ای فوق العاده بوده، چراکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) در هیچ امر از دین، چه تلاوت آیات نازله از قرآن برای مسلمین، چه بیان احکام یا . چنین اجتماع بسیار بزرگی را در هیچ مورد دیگری امر به توقف برای بیان نفرموده اند لذا شبهه ای نیست حتی در فرض گرفتن کمترین عدد از نقل حاضرین در زمان بیان این خطبه، آنقدر زیاد است که ممکن نیست این اتمام حجت پیامبر، فقط در میان آنها بماند، لذاست که در طول تاریخ اسلام علمای فرق مختلف در صدورِ آن تردید یا اشکال نکرده اند.

درخشش شخصیّت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) در میان امّت چنان با عظمت بود که گاه یک فعل یا رفتار یا سخن کوچک از آن حضرت که در میان عدّه ای آشکار شده، به سرعت خبرش در میان مسلمین منتشر و شهرت می گرفت، تا چه برسد به اجتماعی بزرگ و خطبه ای عظیم و گرفتن بیعت و .

دیگر آنکه پیامبر الهی در فقره ای از این دعا که به نقل مسلّم نزد همۀ فرق، تواتر دارد، جملۀ ایها الناس» یا معاشر الناس» را فرموده است و پیامبر معصوم الهی با علم بیکران الهی، ممکن نیست همۀ مردم» را خطاب قرار دهد، حال آنکه قرار باشد این بیان فقط در میان عده ای بماند.

دیگر آنکه در نقل منابع خاصه، یکی از دستورهای پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در ضمن این خطبه آنست که هر کس باید این خطبه را به دیگری برساند و هر پدری به فرزندش .

از دیگر شواهد این اجتماع عظیم، مأمورینی بودند که در میان جمعیت مأمور بودند تا کلام پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تکرار کنند تا پیام آن حضرت به سایر حضّار برسد که نشان می دهد دایره ی آن جمعیت چقدر زیاد بوده . همچنین نقل فرق مختلف درباره امر پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اینکه جماعت همراه قدری توقف کنند تا کسانیکه عقب تر هستند برسند و فرمان به کسانیکه جلوتر رفته اند به بازگشت که این نیز از شواهد کثرت آن جمعیت می باشد.

لذا در رسیدن این خبر و آشکار شدن این حقیقت برای انسانهای عاقل از صدر اسلام تا کنون هیچ شبهه ای مطرح نیست، و البته از همان روز صدور این بیان از سوی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در میان حضّار، افراد بسیاری بوده اند که در صدد طاعت این فرمایش نبوده اند و حتی منافقانه بیعت کرده اند تا برسد به روزگار از دنیا رفتن پیامبر و فاجعه ی بزرگ امت در مسئله ی خلافت تا برسد به روزگاران بعد و ظلمهای بسیار.  

به هر تقدیر با اینکه تسلیم و طاعت در باره این بیان پیامبر (صلی الله علیه و آله) در میان مسلمین، از همان روز صدور تا امروز، کم بوده و فقط یک فرقه به آن پایبند مانده است، اما از جهت نقل، همه فرق آنرا نقل کرده اند، و هر مسلمانی باید در قبال آن، راه طاعت و تسلیم را در پیش گیرد، قبل از آنکه فکر کند آیا به سایرین رسیده یا نه.

تمام اینها گذشته از نورانیّت متن این خطبه و نشانه ها و برهانهای الهی در این خطبه است .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین.

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

Akse Aghaye Khamenei
سند برای زندانی . اجاره سند برای مرخصی زندانی سایت تفریحی |فیلم |تورک موزیک|سایت عاشقانه چقدر زود دیر میشود . the flash فن پیچ طرفداران محسن چاوشی مجله پیشگامان دلتنگ فرج یار راه روشن روانشناسی سبک زندگیم